X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 24 آذر‌ماه سال 1387
روستای پاکده

نویسنده مطالب : مرتضی قضائی پاکدهی

روستای پاکده بر روی تپه ؛ در دامنه و پای کوهی است که آفتاب پشت آن کوه غروب می کند. از سه طرف منتهی به دره هایی می شود که صدای خروش آب با برخورد به صخره ها  دل و جان هر بیننده ای را به وجد می آورد اما این زیبایی در سن من چند سال بیشتر طول نکشید و حادثه ایی که بعدا مفصل به آن خواهم پرداخت موجب خشک شدن بیشتر چشمه سارها و رودخانه ها شد و به طبع آن  طبیعت سر سبز روستا به بیابانی خشک و لم یزرع مبدل گردید .  

نمائی از روستای پاکده    

شهر همسایه شمال شرقی پاکده «جیرنده» است که از آن می توان پاکده را به راحتی تماشا کرد . در غرب پاکده روستای «سنگرود» است ، که با پاکده کمتر از ده کیلومتر فاصله دارد. در جنوب پاکده و در کنار رودخانه روستای کوچکی به نام «آسکابُن» است . در سه دهستان «فارب» ، «پیرکوه» و «خُرگام» روی هم شصت و چند روستای بزرگ و کوچک کوهستانی قرار دارد، که همگی جزء بخش«عمارلو»می باشد که این بخش متعلق به شهرستان «رودبار زیتون » می باشد

آبادی از طرف شرق و غرب به وسیله راههای شوسه به روستاهای همجوار متصل می شود که هر کدام تقریبا 5 کیلومتر از آبادی ما فاصله دارند . راه شوسه برای اولین بار در ۲۰الی ۳۰سال قبل از تولدم به مدیریت آقای جوانبخت ، اهل روستای همجوارم  و به کمک اهالی روستاهای مسیرراه شوسه با وسایل بسیار ساده مثل بیل و گلنگ احداث گردید و این مرد بزرگ با این کارعاقبت به خیری خود را نیز خریداری کرده چون مردم هیچگاه او را بخاطر زحماتی که کشیده بود حتی پس از گذشت چندین سال از مرگش فراموش نخواهند کرد و همیشه دعای خیر خود را نثار این مرد بزرگ خواهند کرد. من هم یکبار دیگر و برای این که نام ایشان در تاریخ به ثبت برسد به نیابت مردم از ایشان تشکر و قدر دانی می کنم و امیدوارم که خداوند متعال بهشت برین خود را بر ایشان ارزانی نماید .

در سمت شمالی روستا به فاصله 6الی 7 کیلومتری ییلاقی  قرار دارد که به نام کبوتر چاک معروف است.  در فصل تابستان اهالی برای چرای دامهای خود به کبوترچاک کوچ می کنند .آب و هوای کبوتر چاک در نوع خود بی نظیر است و هیچ مکان خوش آب و هوایی  به خوشی آب و هوای این مرغزار نخواهد بود و با کلمات وتعاریف نمی توان طبیعت زیبای کبوترچاک را همانطور که هست توصیف کرد . با ایستادن در بلندترین تپه آن مناظر تا شعاع 50 کیلومتری قابل مشاهد است . رشته کوه البرز، کوه درفک ، جنگل های سر سبزاطراف ،تپه هایی با گلهای قرمز، گلهای آبی و گلهای زرد و خانه های شیروانی که مثل قارچ از دل طبیعت سبزبیرون زده هر کدام به کمک هم به مناظر و طبیعت زیبای کبوتر چاک جلوه پاک و روح بخشی  میدهد که براحتی با گذشت ساعتی در دل این طبعیت می توان تمام درد و رنج چندین ساله خود را به باد فراموشی سپرد .

 

قبل از سال 69 باغهای میوه و سبزه ها در همه جای روستا طراوت خاصی به روستا بخشیده بود . هر خانواده ایی کم و بیش دارای مزرعه ایی بود که در آن میوه های فصل بهارو تابستان و پاییز یافت می شد . شلوغی و همهمه کار و فعالیت از دور نمایان بود . زمان در روستا کش دار بود و فرصت برای گفتگوهای دور و دراز برای همه یافت می شد . روستا با کار و تلاش به یک جامعه تولیدی تبدیل شده بود و با افزایش تلاش ، میزان تندرستی و سلامتی افراد زیاد شده و وقت برای زندگی کردن برای همه بسیار بود .سرسبزی و خرمی روستا در روح و روان بچه ها تاثیر بسزایی داشت و اکثر بچه ها بازی گوش و شاد بودند . پیش ازسال 1370 اغلب خانه های روستا قدیمی و از سنگ، گل ،خشت و چوبی که از درختان ارسی که در همان منطقه می روئید ساخته شده بود . خانه ای که از آجر و سیمان و آهن ساخته می شد به تعداد خیلی کم به چشم می خورد . اغلب خانه های روستا پیش از سال 70 به هم چسبیده و دارای حیات کوچکی بودند که بوسیله حصاری محصور می شد. حتی برخی از خانه ها بصورت دسته جمعی در کنار هم بوده و یک حیات مشترک داشتند. اغلب خانه هایی که به شکل دسته جمعی و در کنار هم بودند از یک قوم و خویش به شمار می رفتند . هر خانه دروازه ورودی چوبی داشت که به نظر می رسید تمامی آنها به یک سبک و توسط افراد ی خاص ساخته می شد که دارای سلیقه یکسانی در طراحی آنها داشتند ، چون تمامی دروازه ها دو لنگه ای بودند و بر روی یکی از لنگه ها یک درب کوچک هم برای خروج اضطراری تعبیه شده بود که بطور جداگانه باز و بسته می شد . قطعه آهنی به شکل چکش کوچک با یک صفحه فلزی جهت تولید صدا و با خبر کردن اهل هرخانه بر روی آن درب نصب شده بود تا هر میهمانی با حرکت آن و با ایجاد وتولید صدا اهل خانه را با ورود خود باخبر سازد . در چند سال اخیر یعنی بین سالهای 1350 تا 1387 جمعیت روستای پاکده حول و حوش 200 خانوار بوده ، بطوریکه قبل از زلزله سال 1369 جمعیت روستا بیشتر از سالهای بعد از 69 می باشد . سالهای پس از69 ، اوج مهاجرت جمعیت این روستا به شهرهای مجاور تلقی می شود و همین امر موجب شده تا جمعیت روستا به جمعیتی کهنسال تبدیل گردیده است . اگر چه وجود یکی از شرکت های دولتی به نام شرکت زغال سنگ تاثیر بسزائی در اشتغال جوانان داشته اما ورشکستگی و برچیده شدن این شرکت در طی سالهای 69 تا 75 و همچنین خشک شدن چشمه ها و رودخانه های این روستا و از بین رفتن اقتصاد کشاورزی از جمله عوامل کاهش جمعیت و بخصوص جمعیت جوان روستا تلقی می گردد .   

 

عکسی از امامزاده طیب و طاهر واقع در پاکده  

yegcm97kt84wsw50fy8s.jpg

 

 عکسی از کافر قلعه در سمت جنوبی روستای پاکده  

g4hnb5n1bl0ctel5br7.jpg

 کافر قلعه  

دورنمائی از کوهی را می بینید ،که نوک این کوه در سال 69 بر اثر زلزله تخریب گردیده  

و معروف است به دزد کمر یا همان کافر قلعه .. متاسفانه تا حالا بر بالای این بلندی قرار نگرفته ام . اما همان گونه که تعریف می کنند حفاری هائی در این قسمت صورت گرفته و به احتمال زیاد اشیاء قیمتی و گران بهائی از آنجا بدست آورده اند .

البته می توان به این مهم پی برد که در زمان های خیلی دور بر بالای این کوه آتشکده ای بوده و بخاطر موقعیت استراتژی این کوه در منطقه بعنوان اطلاع رسانی فرمانروایان قدیم از آن استفاده می شده است .

مطالب ادامه دارد ...